h1

می نویسم پس هستم

مارس 4, 2008

سلام دوستان! خوبین، خوشین؟ چه خبرا؟!
هان؟! حالا کی با شما بود؟ سلام به خدمت دوستان عرض شد. از قدیم گفتن پس از صرف چای پسرخاله شوید!
حالا اشکالی نداره به دل نگیر.با شما هم چایی خواهم خورد به امید خدا.
خب. بگذریم. جاست کیدینگ!
“نیما نوشت” ؛ از این اسم می شه فهمید که شخصی به اسم نیما اینجا می نویسه. خوشبختم.
نیما قبلاً جای دیگه ای هم می نوشته و هنوز هم می نویسه. و حدود 5، 6 سالی می شه که وب گردی می کنه. پس با این حساب، به اندازهء کافی از مرحلهء “تازه به دوران رسیده” فاصله گرفته.(محض اطلاعات) حالا اگه کنجکاو شدین که بیشتر بدونین کافیه کلمهء کلیدی ِ “نیما” رو
google کنید. مطمئناً تعدادی از نتایج جستجو مربوط به من می شه.(البته این نتایج الزاماً تو صفحهء اول به دست نمی آد. شاید مجبور بشین تا صفحهء 10 نتایج هم پیش برین!)
من بر این مضوع واقفم که قبل از این بلاگ 2.7 میلیون بلاگ دیگه در
wordpress ثبت شده که یه درصدیشون مربوط می شه به کاربران ایرانی. و با در نظر گرفتن بلاگفا و پرشین بلاگ و بلاگ اسپات و غیره ، حدود 2 ، 3 میلیون ایرانی بلاگ می نویسند . خلاصهء این آمار و ارقام اینکه من یه جزء کوچک از این جمعیت هستم. سعی بر این خواهد بود که به یه جزء بزرگتر تبدیل بشم!“نیما نوشت”  قراره چی باشه و آیا چرا؟!
اینجا قرار قلمرو من باشه. جایی که توش راحت باشم. پس بر خلاف سابق اینجا بی تکلف می نویسم. نوشته هام نباید الزاماً مفاهیم عمیقی رو ارائه بدن(!) هیچ تعمدی در پروراندن بیش از حد جمله ها نخواهم داشت. اینجا از افکارم می نویسم. از دغدغه هام و از روزگارم. از چند نفری شنیدم که آدم محافظه کاریم.(البته بیشتر فکر می کنم درونگرا باشم تا محافظه کار) همین نوشتن این جمله، می شه اولین قدم برای محافظه کار نبودن. خلاصه این که اینجا آزاد و روراست و روان خواهم نوشت. به نظر من “چطور نوشتن” و “از چی نوشتن” به یک اندازه اهمیت دارن. فکر می کنم از پس قسمت اول بر بیام.
من کلاً آدم نوستالژی پسندی هستم. به احتمال قریب به یقین یه دسته بندی به اسم “نوستالژی” برای نوشته ها ایجاد می کنم. بیشتر از این از اینکه چه خواهد شد نمی گم.اصلاً شاید این اولین و آخرین پست این بلاگ باشه، خدا رو چه دیدی!
 می رسیم به “و آیا چرا؟!”
چرا نوشت رو باید در فوایدش پیدا کرد. نوشتن من چه سودی داره؟
سودش برای آرامش فکری و قوی تر شدن قلمم هست.
و برای شما به جز فرهیختگی ای که از این بلاگ نصیبتون می شه، اینه که بعد ها می تونید از این که یه زمانی این بلاگ رو می خوندید به خودتون ببالین!

به قول محمد رضا :  نوشتن اولین قدم برای فاصله گرفتن از پوچی ست.

و از قول Pulp : نمیدونم چه جوری شروع کنم، ولی این کار رو میکنم!

//.//.//.//.//.//.//.//.//.//.//.//.//.//.//.//.//.//.//.//.//.//.//.//.//.//.//.//.//.//.//.//
پ.ن1:  این پست فقط برای معرفی بود. یه کم لوس از آب در اومد، که می بخشید به بزرگیتون. فردا اولین پست نیما نوشت انجا نوشته می شه.
پ.ن2: قالب این بلاگ موقتیه. فقط سعی کردم نسبت به قبل، کمی شادتر باشه. یه ضد حال مختصری هم خوردم از اینکه قالب های
wordpress قابل ویرایش نیستن. فکر می کردم style sheet قابل ویرایش باشه ، که نبود. اگه کسی اطلاعاتی داره راهنمایی کنه.
پ.ن3:  مسلماً “می نویسم، پس هستم” لازمه اش اینه که یکی بخو نه تا من باشم! پس به جای اینکه بنویسم و بنویسم و بنویسم تا شاید یکی گذرش خورد به اینجا و مستفیض شد، با یه کامنت مفید و مختصر خودم رو به دوستان احتمالی آتی که از آشناییشون خوشبخت خواهم شد معرفی می کنم.
سلام!

6 دیدگاه

  1. سلام
    خوش اومدی به وردپرس ..امیدوارم پشتکار داشته باشی … بروبچه های وردپرس از گشادی مزمن رنج می برند، پس تا بشون سر نزنی به یادت نمی افتن و بت سر نمی زنن، پس دم به دقه مزاحممون شو ! :-)


  2. درود
    در مورد گشادی مزمن خود رضا عظیمی دچار شده، خوش اومدی به ورد پرس در ضمن ورد پرس تکه!


  3. سمت چپ وبلاگم زیر عکس اون گربه آدرس ایمیلم نوشته شده ..به اون یه ایمیل بزن تا آی دی خودم رو برات بفرستم.


  4. .


  5. علیک سلام . خوش اومدی .


  6. به به!
    سلام نیما خوش اومدی
    من روز تولدم می آم وردپرس دوم فروردین
    بسه دیگه کارتن خوابی تو بلاگفا
    درضمن از اون حالی که تو پستت بهم دادی ممنون منو در ردیف کافکا قرار دای امشب خوابم نمی بره!



نوشتن دیدگاه